عمو : چه دیدی
امیر : دیدم که ماهی هستی
تو حوض آبی هستی
عمو : چه عالی
امیر: گربه امد تو رو برد
سر پا نشست تو را خورد
عمو :چه بد شد
امیر : خونت چکید توی باغچه
جاش در آمد یک غنچه
عمو :چه عالی
امیر : باد امد تو رو چید
از روی شاحه دزدید
عمو : چه بد شد
امیر : باد تو رو برد اون بالا
گذاشت میون ابر ها
عمو : چه عالی
امیر : ابر ها تو رو ندیدند
بارون شدند چکیدند
عمو : چه بد شد
امیر : افتادی از اون بالا
روی پشت خونه ما
عمو : چه عالی
امیر : دویدم و دویدم
به پشت بوم رسیدم
اما تو رو ندیدم
عمو : چه دیدی
امیر : نه گل بودی نه ماهی
کلاغ بودی کلاغ پر سیاهی
کنار تو نشستم تو نوک زدی به دستم
عمو : چه عالی
امیر : منم نوکتو چیدم یکهو از خواب پریدم
عمو : نوکمو بده
امیر : نمی دم
عمو : اون نوک نازکمو بده
امیر : نمی دم
عمو : یالا بده
امیر : نمی دم
عمو : بلا بده
امیر : نمی دم
عمو چشاشو می بنده امیر در حال ناز کردن عمو : ![]()
بالا امدیم ابر بود
پایین آمدیدم آب بود
هر چه دیدیم تو خواب بود
هر چه دیدیم تو خواب بود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:45 توسط سیده نسیم






